شروع زندگی بیل گیتس با کامپیوترهای قدیمی

یونیت ها با کابل به هم وصل می شدند، به بزرگی یک یخچال بودند. آن ها را باید در اتاق هایی مجهز به تهویه و کف اتاق قرار می دادند. اپراتورهای تعلیم دیده شبانه روز در این اتاق ها بر آن ها نظارت داشتند. قیمت این کامپیوتر ها میلیون ها دلار بود و تنها دانشگاه ها، موسسات دولتی، آژانس ها و کمپانی های بزرگ قدرت خرید آن را داشتند. دیگر کمپانی ها و مدرسه ها پولی پرداخت می کردند تا بتوانند در ساعت های مشخص از آن استفاده کنند.

زندگی بیل گیتس

آموزگاران مدرسه لیک ساید مس خواستند کار کردن با کامپیوتر را یاد بگیرند و بعد به دانش آموزان یاد بدهند. البته بر عکس شد. بیل و دوستانش در کامپیوتر خبره شدند و به آموزگاران خود درس دادند. بیل در مدرسه لیک ساید علاقه ی اصلی اش را پیدا کرده بود. اکنون ذهن فعال او می توانست روی چیزی تمرکز کند و آن چیز، کامیپوتر بود، کامپیوتر، کامپیوتر، کامپیوتر

یادگیری زبان جدید

زندگی بیل گیتس

زندگی نامه بیل گیتس در کودکی : بچه های باهوش، یک کلوپ کامپیوتر تشکیل دادند و نام خود را برنامه نویس های مدرسه لیک ساید گذاشتند. چیزی نگذشت که بیشتر آن ها شروع به نوشتن برنامه های خودشان کردند. برنامه ی کامپیوتر مجموعه ای از دستورالعمل ها برای کامپیوتر است. وقتی بیل سیزده ساله بود، اولین برنامه کامپیوتر را نوشت. این برنامه برای بازی ((ایکس – ا )) به کار می رفت.

برای پسری مثل بیل که دوست داشت مرتب خودش را محک بزند، کامپیوتر چالش بسیار خوبی بود. هر برنامه کامپیوتر یک نوع آزمایش بود. آیا این برنامه کار می کرد؟ این برنامه در صورتی کار می کرد که کد کاملا درست برای آن نوشته شده باشد. در غیر این صورت کامپیوتر اشتباه می کرد.

بیل از بیش تر پسرهای کلوپ دو سال کوچکتر بود. اعضای کلوپ متعدد بودند که بیل برای عضویت در کلوپ خیلی جوان است و وقت زیادی را صرف ماشین تله تایپ می کند، پس تصمیم گرفتند بیل گیتس را اخراج کنند. البته زمان این اخراج طولانی نبود. بیل چیزهایی می دانست که هیچ کس آن را نمی دانست. افراد کلوپ به او نیاز داشتند، پس از او خواستند برگردد.

مدت زمان استفاده او از کامپیوتر، مجانی نبود. کمپانی جنرال الکتریک، صاحب این کامپیوتر های بزرگ، از مدرسه لیک ساید ماهانه 89 دلار بابت اجاره ماشین تله تایپ می گرفت. همچنین ساعتی 8 دلار از دانش آموزان برای استفاده از کامپیوتر می گرفت که البته گران بود. در آن زمان با 8 دلار می شد شصت و شش کتاب تصویری خرید. در ابتدا کلوپ اصلی مدرسه ی لیک ساید پول استفاده از کامپیوتر را می پرداخت. اما خیلی زود بودجه کلوپ تمام شد و شاگردان باید هزینه ی ساعت های کار با کامپیوتر را خودشان می پرداختند.

والدین بیل گیتس هزینه تحصیل او را می پرداختند. آن ها به او گفتند که باید هزینه ساعت های کار با کامپیوتر را خودش بپردازد

زندگی بیل گیتس

پس بیل باید چه کار می کرد؟

بیل گیتس کیست کامل : بیل کاری پیدا کرد! سال ها بعد به شوخی می گفت که پدر و مادرش باعث شدند او به تجارت روی آورد. کمپانی جدیدی به نام ((موسسه مرکزی کامپیوتر)) به تازگی در سیاتل شروع به کار کرده بود. در آن موسسه یک کامپیوتر بزرگ قرار داشت. در آن زمان افراد کمی دانش کامپیوتر داشتند و آن را می فهمیدند.

بنابراین موسسه کامپیوتری با بچه های باهوش مدرسه ی لیک ساید قراردادی بست. بچه ها می توانستند از کامپیوتر به صورت رایگان استفاده کنند، در صورتی که بتوانند اشکالات برنامه های موجود در کامپیوتر را پیدا کنند. این کار برای بیل و دوستانش مثل این بود که در بهشت باشند. کامپیوتری به ارزش میلیون ها دلار تحت کنترل آن ها بود.

بچه ها باید پس از پایان ساعت اداری در شب ها و تعطیلات آخر هفته که کارکنان به کامپیوتر نیاز نداشتند، روی آن کار می کردند. بیل که در کلاس هشتم درس می خواند، بعد از مدرسه سوار اتوبوس می شد تا به موسسه برود. او و دوستانش بسیاری از شب ها تا نیمه شب در آنجا کار می کردند. اگر بیل اتوبوس آخر شب را از دست می داد، مجبور می شد حدود چهار کیلومتر تا خانه پیاده برود.

سال بعد، موسسه مرکزی کامپیوتر منحل شد. اما کار بیل تازه شروع شده بود. بیل در پانزده سالگی همراه یکی دیگر از برنامه نویسان مدرسه لیک ساید وارد بازار کار شدند. او پل الن نام داشت. آن ها برنامه ای کامپیوتری نوشتند و نام آم را ((ترافو دیتا)) گذاشتند.

این برنامه جریان ترافیک را در سیاتل اندازه می گرفت. آنها از فروش این برنامه 20000 دلار به دست آورند. بیل گیتس و پل الن روحیه ای مخالف هم داشتند. پل دو سال بزرگ تر بود، آرام صحبت می کرد و کمی خجالتی بود. بیل گیتس راحت حرفش را می زد و برای اثبات یک موضوع، آماده ی بحث کردن بود و ساعت ها درباره ی آن موضوع بحث می کرد. جالب اینجاست که این دو نفر خیلی زود با هم دوست شدند. نقطه ی اشتراک آن ها عشق به کامپیوتر بود. همچنین این دو به عقیده و درک و فهم یکدیگر احترام می گذاشتند

منبع : https://chartiran.com/1464/bill-gates/


... page1 - page2 - page3 - page4 - page5 - page6 - page7 ...